الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
415
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
چگونگى عمل قاصر است ) سبب زنا مىشود مسألهاى است كه در طول زمان روشن شده است . * * * قسم چهارم : فلسفههايى كه نه از آغاز روشن بوده و نه به مرور زمان روشن شده ، و نه در لابهلاى متون اسلامى به آن اشارهاى شده است . مانند فلسفهء تعداد ركعات نمازها ، يا حدّ نصاب اجناس زكات و يا بعضى از اعمال و مناسك حج كه در اين رديف مىباشند . در اينكه آيندگان با پيشرفتهاى جديد علم و دانش مىتوانند پرده از روى آن بردارند و آيا معلومات بشرى توان كشف آن را دارد به طور قاطع جوابى نمىتوان داد . همين قدر مىدانيم كه اين احكام به همان اندازه براى ما محترم و لازم الاتباع است كه احكام سه قسم پيشين بودند ، چرا كه احكام همه اين اقسام از علم نامحدود پروردگار سرچشمه گرفتهاند و عبوديّت و اطاعت خالص اقتضا دارد كه در مقابل اين قسم نيز تعبّد محض داشته باشيم . اين همان نكتهاى است كه قرآن كريم در مقام بيان فلسفه تغيير قبله از « بيت المقدّس » به سوى « كعبه » به آن اشاره كرده ، مىفرمايد : « « وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ » ؛ و ما آن قبلهاى را كه قبلًا بر آن بودى تنها براى اين قرار داديم تا افرادى كه از پيامبر پيروى مىكنند از آنها كه به عقب بازمىگردند ( و از پيروى آن حضرت سرباز مىزنند ) مشخص شوند ، و مسلّماً اين حكم جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده دشوار است » . « 1 » در اين آيهء شريفه دو نكته قابل توجّه است : نخست اين كه سرّ و فلسفه تغيير قبله در حقيقت اظهار تبعيّت و پيروى مطلق و بدون چون و چرا از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىباشد كه روح و جان تمام دستورات خداوند مخصوصاً در مسائل عبادات است . ( گرچه در ظاهر پاسخى به ادعاهاى يهود نيز بوده است و مفسّران به آن اشاره كردهاند ) . و جملهء : « لِنَعْلَم مَنْ يتّبع الرّسول » اشاره به همين نكته دارد . نكته دوم اين كه اين چنين تسليم مطلق و تعبّد محض كار سهل و آسانى نيست ، بلكه سخت و دشوار است ، مگر براى كسانى كه توفيق و هدايت الهى شامل حال آنها شود ، كه جمله : « و إنْ كانَتْ لَكبيرةً . . . » به آن اشاره دارد ! روايت امام رضا عليه السلام نيز مؤيّد همين مطلب است ، كه فرمود : « و اعلموا انّ رأس طاعة اللَّه سبحانه التسليم لما عقلناه و ما لم نعقله . . . و انّما امتحن اللَّه عزّ و جلّ بطاعته لما عقلوه و ما لم يعقلوه ايجاباً للحجّة و قطعاً للشّبهة ؛ بدانيد كه در رأس اطاعت خداى سبحان اين مطلب قرار گرفته كه ما بايد در برابر تمام احكام و دستورات و قوانين الهى تسليم شويم ، و همه آنها را اجرا كنيم ،
--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 143 .